اینترنت مانند هر فرهنگ و زبانی، اصطلاحات جدیدی برای تازهواردان به این عرصه دارد. در این مقاله به بررسی ۳۲ اصطلاح در دنیای اینترنت میپردازیم که میتواند دانش شما را در مورد این پدیدهی شگفتانگیز افزایش دهد.
یکی از رایج ترین خطاها در فضای اینترنت، خطای 404 است. هرگاه آدرس یک صفحه را اشتباه وارد کنید یا صفحهی مدنظر شما حذف شده یا وجود نداشته باشد، این اخطار نمایش داده میشود.
افزونهها که در مرورگر کروم با واژهی Extension و در مرورگر فایرفاکس با واژهی Add-onesمشخص میشوند، برنامههای کوچکی هستند که قابلیتهای جدیدی به مرورگر اضافه میکنند. افزونهها فواید بسیاری دارند اما ممکن است خطرات امنیتی نیز در پی داشته باشند. باید توجه داشت که افزونه با پلاگین تفاوت دارد. پلاگینهایی مانند جاوا و فلشپلیر، برنامههایی برای اجرای نوع خاصی از محتوا در مرورگر شما میباشند.

در کشور ژاپن، انیمه بهطور کلی به معنای انیمیشن است؛ اما در خارج از ژاپن، از واژهی انیمه برای اشاره به انیمیشنهای ژاپنی استفاده میشود. این انیمیشنها رنگهای درخشان و شخصیتهای نمادین دارند. این واژه را با مانگا، که اصطلاحی برای کمیکهای ژاپنی است، اشتباه نگیرید!
آرشیو کردن یعنی حذف اطلاعات از محیط کاری و ذخیره آنها در یک محیط ثانویه. برای مثال، شما ممکن است عکسهای قدیمیتان را روی هارد اکسترنال آرشیو کنید. توجه کنید که آرشیو کردن با پشتیبانگیری (Back up) متفاوت است. در آرشیو، فایل مدنظر را از جایی به جای دیگر انتقال میدهید؛ اما در بکآپ گرفتن، یک کپی از فایل در جای دیگر ذخیره میشود تا در صورت از دست رفتن اطلاعات اصلی از آن استفاده شود.
پهنای باند، معمولاً حداکثر توان پردازش در یک شبکه را بیان میکند. هرچه پهنای باند بیشتری موجود باشد، میتوان اطلاعات بیشتری را همزمان پردازش کرد.
برای مثال، اگر در شبکه خانگی خود، همزمان مشغول دانلود فایلهای حجیم روی رایانه شخصی و تماشای آنلاین ویدیو باشید، احتمالاً برای بازی آنلاین در موبایل با مشکل مواجه خواهید بود؛ زیرا، مقدار زیادی از پهنای باند صرف دانلود فایلها و مشاهده ویدیو میشود. اگر این فعالیتها متوقف شوند، پهنای باند شما نیز آزاد میشود.
بلاگها، وبسایتهایی هستند که بهطور مداوم محتوا را برای بازدیدکنندگان بارگذاری میکنند. بلاگها میتوانند فردی، و منعکسکنندهی افکار و نوشتههای یک شخص باشند یا وبسایتهای گسترده، با نویسندگان متعدد برای انتشار مطالب خاص؛ مانند وبسایت زومیت. همهی بلاگها وبسایت هستند، اما همهی وبسایتها بلاگ نیستند.
میکروبلاگینگ در دنیای اینترنت به وبسایتهایی گفته میشود که قابلیت ارسال سریع پیام را همراه با ویژگیهای بلاگ فراهم نمودهاند؛ مانند توئیتر.
به جملهها و محتوایی که مخاطب را برای کلیک کردن روی آنها ترغیب میکند، کلیکبیت گفته میشود. کلیکبیتها معمولاً با وعدهی محتوایی جذاب، مخاطب را جذب میکنند. برای مثال: « ۱۰ دلیلی که رایانه شما را بیمار میکنند!».
ابرها، سرورهایی خارج از دسترس فیزیکی شما هستند که به سرویسهای اینترنتی اختصاص یافتهاند. دراپباکس، Gmail و آفیسآنلاین، همگی سرویسهای ابری هستند؛ زیرا، بهجای آنکه رایانهی شخصی شما کار پردازش و ذخیرهسازی را انجام دهد، سرورهای خارجی این کار را انجام میدهند.

کوکیها، بستههای اطلاعاتی کوچکی روی رایانهی شما هستند که سرویسهای مختلف برای ردیابی شما استفاده میکنند؛ مثلا Gmail برای به یادآوردن شما، کوکیها را بهکار میبرد و بنابراین، نیازی نیست که هر بار اطلاعات خود را برای ورود به حسابتان وارد کنید.
کراودفاندینگ، روشی برای جذب سرمایه از طریق کمکهای مالی عمومی است. در این روش از هر فرد مبلغ اندکی دریافت میشود. از Kickstarter و GoFundMe میتوان بهعنوان دو نمونهی شناختهشده از این سایتها یاد کرد.
وبهای تاریک، آن دسته از وبسایتهایی هستند که برای دسترسی به آنها نیاز به نرمافزارهای خاص داریم. این وبسایتها در جستجوی گوگل نمایش داده نمیشوند و معمولاً وبسایتهای خطرناکی محسوب میشوند.
داکسینگ عملیاتی شامل پیدا کردن اطلاعات شخصی یک فرد و انتشار آنها، با اهدافی مخرب است.
Embedding شامل درج کردن آنلاین محتوای یک سایت در سایتی دیگر است. برای مثال، میتوان ویدیوی قراردادهشده در کانال آپارات زومیت را در یکی از مقالات سایت زومیت درج کرد.
با رمزنگاری قادر خواهید بود محتوای مدنظر را برای همه، به جز مخاطب پیام، نامفهوم و غیرقابل خوانش کنید. برای مثال، هنگام خرید آنلاین، رمزنگاری، از اطلاعات شخصی شما محافظت میکند.
فایروال نوعی نرمافزار امنیتی است که ورود و خروج اطلاعات به دستگاه شما را محدود میسازد. این نرمافزار از سیستم شما در برابر بستههای خطرناک محافظت میکند و اجازهی ورود آنها را نمیدهد.
قانون گادوین یک اصطلاح مورد استفاده در بحثهای آنلاین است. طبق این قانون، با طولانی شدن یک بحث آنلاین، احتمال آنکه یکی از طرفین، مقایسهای با آدولف هیتلر انجام دهد، به یک میل میکند! گرچه ممکن است احمقانه بهنظر بیاید، اما میتوانید آن را در فرومهای گفتگوی فیسبوک بررسی کنید!
هشتگ نوع خاصی از نشانهگذاری و دستهبندی است که بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی نظیر توئیتر و اینستاگرام استفاده میشود. با این روش میتوان به مطالبی با موضوع خاص دست یافت.

بهطور کلی به هر منطقهای که دسترسی به اینترنت از طریق وایفای ممکن باشد، هاتاسپات گفته میشود. همچنین ویژگی بهاشتراکگذاری اینترنت توسط تلفن همراه نیز هاتاسپات نام دارد. امروزه دستگاههای پرتابل هاتاسپات نیز موجود هستند که اینترنت را از طریق وایفای در هر مکانی در اختیار شما قرار میدهند.
HTTP، سرواژهی عبارت Hypertext Transfer Protocol (پروتکل انتقال ابرمتنی) است. این پروتکل پایهی شبکهی وب دنیای امروز را تشکیل میدهد. HTTP برای مرورگر وب فرآیندی را تعریف میکند تا اطلاعات را از سرور دریافت کند و روی نمایشگر شما نشان دهد. HTTPS نسخهی ایمنتر این پروتکل است که با رمزگذاری، از اطلاعات شما محافظت میکند.
هدف اینترنت اشیاء، گسترش اتصال به اینترنت در همهی دستگاههای محیط اطراف شماست؛ مانند، چراغها، تلویزیون، یخچال، ترموستات و... . چنین دستگاههایی بدون دخالت انسان نیز میتوانند وظایف تعریفشده را انجام دهند.

آدرس IP شمارهای منحصربهفرد و یکتا است که به هر دستگاه متصل به اینترنت اختصاص مییابد. هر دستگاه در شبکه داخلی آدرس IP مخصوص خود را دارد که تنها وسایل موجود در این شبکه میتوانند این آدرس را ببینند. کل شبکه نیز یک آدرس IP دارد که تمام دستگاههای فعال در محیط اینترنت به آن دسترسی دارند.
به کاربرانی که تنها به مشاهدهی محتوا و دیدگاهها میپردازند و نظری نمیدهند یا محتوایی تولید نمیکنند، لورک گفته میشود. تخمین زده میشود تنها یک درصد فعالان وب به تولید محتوا میپردازند.
این واژه ترکیبی است از دو واژهی Malicious (مخرب) و Software (نرمافزار). ویروسها، تروجانها، نرمافزارهای جاسوسی و... همگی در دستهی بدافزارها قرار میگیرند.
این یکی را دیگر حتماً میدانید! هنگامی که به اینترنت متصل هستید، به شما کاربر آنلاین میگویند و در غیر اینصورت آفلاین هستید.
پیوال محتوایی روی اینترنت است که برای مشاهدهی آن باید پول بپردازید. این روش یکی از روشهای تأمین هزینههای وبسایت است.
فیشینگ یکی از راههای فریب دادن افراد برای سرقت اطلاعات شخصی با معرفی خود بهعنوان یک نهاد رسمی مانند بانک است. در این روش معمولاً در قالب یک ایمیل از افراد خواسته میشود تا اطلاعات خود را برای تأیید مجدداً وارد کنند.
SEO، سرواژهی عبارت Search Engine Optimization (بهینهسازی موتور جستجو) است.سئو شامل روشهای مختلفی است که همگی آنها یک هدف را دنبال میکنند؛ جلب نظر موتورهای جستجو برای جذب مخاطب بیشتر.

اسپم واژهای عمومی برای پیامهای آنلاینی است که بدون آنکه مایل باشید، برای شما فرستاده میشوند. ایمیل اسپم یکی از انواع رایج اسپم است؛ اما اسپم میتواند در شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و فرومها نیز موجود باشد.
در یک فروم آنلاین، پیامها معمولا بر اساس زمان مرتب شدهاند. گاهی پیامهای مهم یا پیامهایی که دارای تاریخ هستند، سنجاق میشوند تا مخاطبین سریعتر آنها را بررسی کنند.
ترول، به افرادی گفته میشود که در محیطهای آنلاین بحث و دعوا راه میاندازند و منجر به اذیت سایرین میشوند. ترولها معمولاً این کار را با مطرح کردن موضوعی تحریککننده یا خارج از بحث انجام میدهند.
URL، سرواژهی Uniform Resource Locator (مکانیاب یکپارچه منبع) است. URL، در واقع همان آدرسی است که در نوار بالایی مرورگر وارد میکنید تا صفحهی مشخصی بارگذاری شود.
ویکی نوعی وبسایت برای جمعآوری و انتشار اطلاعات است. معروفترین ویکی حال حاضر ویکیپدیا است؛ اما ویکیهای مختلفی با موضوعات متنوع در محیط وب فعال هستند.
گام های لازم برای طراحی سایت با وردپرس
برای طراحی سایت خود با به کارگیری وردپرس دو راه قبل روی شماست.
مسیر ساده: در این راه تنها لازم است نام حوزه سایت خویش را گزینش کنید و محتوای باره نظرتان را نیز حاضر نمایید. سپس به صفحه سایت ساز وردپرس در کلود اورست وارد شوید. ما مجموعه ای از قالب های بسیار زیبا را در کمر بستن شما پیمان می دهیم که می توانید یگانه از آنها را برگزیدن کنید. و یا با به کارگیری سایت ساز صفحات باره عقیده خویش را طراحی کنید. وانگهی مسئولیت راه اندازی سایت شما روی آدرس حوزه باره عقیده شما را بر عهده می گیریم و از آپدیت مجانی و پشتیبانی 24 ساعته ما نیز برخوردار می شوید. این تنها بخشی از خدمات ما در گستره وب سایت شماست. برای اخذ توضیحات اغلب با ما تماس بگیرید.
مسیر سخت: در این راه لازم است تا آغاز سایت خود را روی وردپرس خام ایجاد کنید. بعد وردپرس را دانلود می کنید. آنرا روی رایانه شخصی خود نصب می کنید. و سپس تم باره نظرتان را از بین قالب های مجانی یا قالب های تجاری تهیه کرده و نصب می کنید. سپس افزونه های مورد نیاز خود را خریداری می کنید و یا از افزونه های مجانی استفاده می کنید. شدنی است بعضی از این افزونه ها با هم سازگار نباشند که با سعی و خطا یا گرفتن مشاوره از کارشناسان طراحی فروشگاه اینترنتی وردپرس می توانید این دشواری ها را حل کنید. و بعد از حاضر شدن سایت تان. یک هاست با منابع مناسب را کرایه کنید و سایت خویش را روی آن نصب نمایید. بدیهی است پشتیبانی و بک اپ گیری و حفاظت سایت بر دوش خود شماست.
فیلم های آموزش وردپرس با دوبله فارسی
برای دانلود پیوسته این سری آموزشی بس است عضو سرویس ابری اورست شوید و روی لینک "دانلود دوره آموزشی وردپرس با دوبله فارسی" کلیک کنید. لینک دانلود دوره بعد از چند دقیقه به ایمیل شما ارسال می شود.
ارتباط سایت وردپرس با نرم افزار CRM مایکروسافت
حال که با وردپرس آشنا شدید بهتر است با قابلیتهایی که به این سایت ساز جذاب در کلود اورست اضافه شده است نیز آشنا شوید. همانطور که دائم گفته ایم سرویس کسب و کار آنلاین اورست یک اکوسیستم است. که اجزای آن رشد می کنند، با هم در ارتباط هستند و از هم تغذیه می کنند. لذا وقتی شما به طور مثال سایت ساز وردپرس را در کناره نرم افزار سی ار ام مایکروسافت در کلود اورست استفاده می کنید. این دو سیستم با هم لینک می شوند. بدین چهره که شما می توانید فرمی مانند "ثبت نام در همایش" در سایت وردپرس خود طراحی کنید و آنرا به یک موجودیت مثلا سرنخ ها در سی آر ام متصل کنید. بدین ترتیب زمانی که یک کاربر آن فرم را در سایت وردپرس شما پر می کند. یک رکورد در سی آر ام برپایی می شود.
فکر کردن خارج از چارچوب به زبان ساده به این معنی است که شما مایل به درنظرگرفتن راهحلها و روشهای متفاوت برای رسیدن به نتیجهی موردنظر خود هستید. به عبارت دیگر میخواهید از نقطه A به نقطه B بروید؛ اما لزوما نیاز نیست یا نمیخواهید مسیر امتحانشده و درستی را برای رسیدن به آنجا انتخاب کنید.
متفاوت فکرکردن میتواند اثر مثبتی بر حرفهی شما داشته باشد. چرا بهعنوان یک کارآفرین باید خارج از قاعده و چارچوب فکر کنید و چگونه این شیوهی تفکر به پیشرفت شما کمک میکند؟ در ادامه با زومیت برای بررسی این موارد همراه باشید.
اگر همهی افراد، وضعیت موجود را به همان صورتی که بود میپذیرفتند، هیچگاه نوآوری یا پیشرفتی را در جهان شاهد نبودیم. اگر توماس ادیسون شانههایش را بالا انداخته بود و چنین تصور میکرد که لامپهای گازی به همین شکل موجود بهاندازهی کافی خوب هستند، هیچوقت لامپهای حبابی و الکتریسیته توسعه نمییافت. اگر او خارج از چارچوب فکر نکرده بود، جهان میتوانست مکانی بسیار تاریک (به معنای واقعی کلمه) باشد.
اگر چیزها را غیرقابلتغییر تصور کنیم، هیچوقت در جهت بهترشدن تغییر نخواهیم کرد. با تفکر خارج از چارچوبها و به چالش کشیدن وضع موجود، شما دائما در حال فکرکردن به این هستید که چگونه میتوان تجربه، محصول یا خدمات را بهبود بخشید. به این ترتیب امکان ادامهی رشد فراهم میشود و میتواند به تصمیمات هوشمندانه و روبهجلو در کسبوکار منجر شود.

اگر زاویهی دید و تفکر شما بسته باشد، جهان میتواند بسیار کوچک شود. فکرکردن خارج از چارچوب میتواند جهانبینی شما را گسترش دهد، به شما این امکان را میدهد تا دیدگاههای بیشتری در مورد وقایع و اتفاقات در زندگی حرفهای (و شخصی) خود داشته باشید. هنگامیکه مایل به درنظرگرفتن دیدگاههای جایگزین و روشهای متفاوت انجام کارها هستید، به دیدگاههای گوناگون و راهحلهای بالقوه دسترسی خواهید داشت.
دیدگاه وسیعتر میتواند شما را نسبت به ایدههای مختلف پذیراتر کند، به این معنی که توسط یک دیدگاه کوچک محدود نخواهید شد و به امکانات بیحدومرز و بیپایان دسترسی خواهید داشت!

شرکتهای فوقالعاده موفق، رویکرد متفاوتی به فرهنگ سازمانی دارند. به عنوان مثال،Zappos خردهفروش مد را در نظر بگیرید. این شرکت مزایای کاری مانند غذای رایگان، خدمات سلامت، بیمه تکمیلی و سرویسهای رفاهی دیگر را به کارکنان خود ارائه میدهد.
از یک طرف، میتوان این امکانات را بهعنوان اتلاف پول و تهدیدی برای سودآوری این شرکت قلمداد کرد؛ اما آنها دیدگاهی بلندتر دارند و با ارائهی این مزایا، کارکنان توانمندتر را جذب و حفظ میکنند. کارکنان شاد و سالم، در نهایت کارآمدتر، وفادارتر و سختکوشتر خواهند بود.
این شرکت با فکرکردن خارج از چارچوب دربارهی فرهنگ سازمانی خود، درنهایت به کیفیت بهتر کار و کارمند میرسد که باعث میشود ارزش هزینههایی که برای این امکانات صرف میکنند را داشته باشد.

هنگامیکه در محدودهی چارچوبها فکر میکنید (در مقابل خارج از چارچوب)، رشد حرفهای شما محدود میشود. هنگامیکه تعداد روشهای انجام کار محدود باشد، به این معنی است که برای آنچه میتوانید بهدست آورید نیز محدودیتی وجود دارد.
به عبارت دیگر، هنگامیکه خارج از چارچوب فکر میکنید، ناگهان امکانات و فرصتهای بیشتری وجود خواهند داشت. هنگامی که امکان هر راهحل ممکنی را داشته باشید، در واقع میتوانید راههای خلاقانهتری برای حل مشکلات پیدا کنید.
برای مثال نتفلیکس را در نظر بگیرید. با تصور یک جایگزین برای فروشگاه ویدئویی استاندارد با هزینهی اجاره و دیرکرد، آنها قادر به ایجاد احساسی جهانی شدند. اگر خارج از چارچوب فکر کنید، به چه راهحلهای خلاقانهای میتوانید برسید؟

چرا چهرهای معمولی در جمعیت باشید وقتیکه برای متفاوت بودن به دنیا آمدهاید؟ هنگامیکه بتوانید از دیدگاه متفاوتی به کسبوکار و حرفهی خود نگاه کنید، شما در اصل به خود اجازه میدهید که متفاوت فکر کنید.
توانایی فکرکردن خارج از چارچوب میتواند یک دارایی شخصی برای شما یا کسبوکارتان باشد. رهبران حرفهای و شرکتهای پیشگام این را خیلی خوب میدانند. یک نمونه معروف، شرکت اپل، که حرفهی خود را بر اساس این اصل کلیدی ساخته است: «متفاوت فکر کن»
نتیجهی اخلاقی: از متفاوت بودن نهراسید؛ زیرا میتواند شما را از رقبا متمایز کرده و کمک کند تا بهخوبی در میان دیگران، متفاوت و برجسته باشید.
چه یک نویسنده، معاملهگر یا بنیانگذار کسبوکار باشید، یک مورد قطعی است: حرفهی شما در طول زمان تغییر خواهد کرد. فناوری، سلیقهی مردم و دیگر عوامل بهطور مداوم در حال تحول هستند و شما باید بتوانید به نوعی تغییر کنید تا در میدان باقی بمانید.
بهعنوان مثال، بهعنوان یک معلم، باید بهطور مداوم در حال پیشرفت و بهروزشدن باشید. اگر تکنیکهایتان را با گذر زمان ارزیابی نکرده و تغییر ندهید، بهسرعت در حوزهی خود به سرنوشت دایناسورها گرفتار میشوید.
شاید یکی از تاثیرات عمیق تفکر خارج از چارچوب این است که به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید سازگار و منعطف باشید. ذهن شما در مقابل ایدهها، راهحلها و یا موقعیتهای جدید بسته نخواهد بود و به همین دلیل بهتر میتوانید چشمانداز درحالتغییر کسبوکار را تحت کنترل داشته باشید.
فروشگاههای اینترنتی مدتی است که در کشور ما فراگیر شدند و طرفداران بسیاری را به خود جلب کردهاند. هر روز نیز بر تعداد این فروشگاهها افزوده میشود و ما شاهد یک بازار رقابتی در این بخش هستیم. فروشگاههای اینترنتی مزایای بسیاری برای فروشندگان کالا و خدمات دارند، برای مثال هزینه اجاره فضا تا حد زیادی کاهش پیدا میکند، چراکه دیگر کسبوکارها مجبور به اجاره یک فضای مناسب در محل پر رفتوآمد نیستند. در عین حال این فروشگاهها میتوانند به هزاران یا حتی میلیون نفر، کالا یا خدمات خود را عرضه کنند.
از طرف دیگر، خرید از فروشگاههای اینترنتی برای مصرفکنندگان نیز مزایایی دارد. در شهرهای بزرگ زحمت رفتوآمد پردردسر نخواهند داشت و همچنین نیازی به ماندن در ترافیک نیست. همچنین در شهرهای کوچک میتوانند تمام اقلام مورد نیاز خود را در تهیه کنید، بدون آنکه محدودیتی از نظر جنس، رنگ یا کیفیت داشته باشند.
در این مطلب به درخواست یکی از کاربران، تصمیم داریم تا مراحل و بخشهای مختلف راهاندازی یک فروشگاه اینترنتی بهغیر از راهاندازی وبسایت را آموزش دهیم، بنابراین تا انتها با ما همراه باشید.
۱. کالا یا خدماتی را که میخواهید عرضه کنید مشخص سازید: برای راهاندازی یک فروشگاه اینترنتی ابتدا باید تصمیم بگیرد که چه کالا یا خدماتی را میخواهید به مصرفکننده عرضه کنید. ممکن است تصمیم داشته باشید که تنها کالاهای الکترونیکی بفروشد یا طیف وسیعی از اقلام مورد نیاز مصرفکنندگان را ارائه دهید، از کالاهای الکترونیک گرفته تا لوزارم خانگی و پوشاک. شاید هم تصمیم دارید صنایع دستی ساخت خودتان را بفروشید. این موضوع بستگی به ایده، تخصص، تجربه، میزان سرمایه و اهداف شما دارد. به یاد داشته باشید که حتما تحلیل مناسبی از رقبا کنید و نقاط ضعف و قوت خود را نسبت به آنها مشخص کنید.

۲. سعی کنید فروشگاهتان را از رقبا متمایز کنید: برای اینکه در فروش محصول یا محصولات خود موفق عمل کنید، باید از رقبایتان متمایز باشد و نسبت به آنها شرایط خرید بهتری برای مصرفکننده فراهم کنید. این تمایز باید در رابطه با قیمت، کیفیت کالا و خدمات ارائه شده باشد. بنابراین هرگز کالایی با کیفیت پایین ولو پرسود نفروشید، چراکه در طولانیمدت، اعتبار فروشگاه شما را از بین میبرد و خسارت به مراتب بیشتری به کسبوکار شما وارد خواهد کرد. همچنین قیمت کالاهای شما باید رقابتی باشد؛ برای مثال اگر تصمیم دارید کالاهای الکترونیک از قبیل تلفنهای هوشمند یا لپتاپ بفرشید، چنانچه قیمت محصولات شما تفاوت چندانی با قیمت سایر رقبا نداشته باشد، شانس چندانی برای موفقیت نخواهید داشت. به همین دلیل باید رقبای خود را در شکل گسترده و کاملی تحلیل کنید. فراموش نکنید که تا میتوانید ایدههای جدید ارائه کنید.
۳. فروش کالا و خدمات خود را در سطح کوچک امتحان کنید: اگر محصول یا خدماتی که دارید، قابلیت عرضه بهصورت مستقیم به مصرفکننده را دارد، در سطح محدود این کار را امتحان کنید. برای مثال اگر صنایع دستی از قبیل فرش، ظروف و دیگر وسایل هنری برای فروش دارید، ازطریق بازارهای فیزیکی (غیراینترنتی) یا مثلا نمایشگاههای فصلی میزان فروش و سلیقهی مصرفکننده را امتحان کنید. این کار تجربهی واقعی فروش محصولات و کسب تجربه ارزشمندی را به شما میدهد. همچنین اطلاعات ارزشمندی در رابطه با تقاضای مصرفکننده نسبت به محصولات خود کسب خواهید کرد. نکته مهمی که باید در نظر بگیرید، این است که شما میتوانید این کار را بهصورت اینترنتی نیز انجام دهید. بسیاری از فروشگاههای اینترنتی معروف این قابلیت را برای فروشندگان دارند که بتوانند ازطریق فروشگاه آنها محصولات خود را به فروش برسانند. برای مثال فروشنده آمریکایی میتواند محصولات خود را ازطریق فروشگاه اینترنتی ebay به فروش برساند تا اطلاعاتی از قبیل میزان تقاضا، سلیقه مشتری و... را کسب کند. در کشور ما هم این قابلیت در چندین فروشگاه معروف از جمله دیجیکالا و بامیلو ممکن است. با این کار علاوهبر کسب تجربه در زمینههای مختلف، میتوانید وارد مرحلهی کسب سود شوید.

۴. طرح کسبوکار بنویسید: پیش از شروع مراحل راهاندازی فروشگاه اینترنتی خود، وقت بگذارید و جزئیات طرح کسبوکارتان را مشخص کنید. این طرح به موفقیت کسبوکار شما کمک شایانی خواهد کرد. برای مثال اهداف خود را در کوتاهمدت و بلندمدت تعیین کنید یا هزینههای احتمالی فعالیتهای خود را مشخص کنید؛ هزینههایی از قبیل حقوق کارمندان، هزینه اجاره انبار یا دفتر مرکزی، هزینه حملونقل و موارد دیگر.
۵. از بازارهای مختلف استفاده کنید: اینترنت فضای نامحدودی است و قابلیتهای بسیاری دارد. شما باید بتوانید از تمامی قابلیتها و فرصتهای اینترنت استفاده کنید. برای مثال نرمافزار فروشگاه خود را طراحی کنید یا در اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی حساب کاربری بسازید و ازطریق آنها محصول یا خدمات خود را ارائه کنید.
۶. امور حقوقی را فراموش نکنید: برای راهاندازی یک کسبوکار موفق احتمالا نیاز به تأسیس شرکت، انعقاد قراردادهای متفاوت و دریافت نماد اعتماد الکترونیکی خواهد بود، همچنین فروش اینترنتی نیازمند رعایت مقررات ویژهای است؛ برای مثال در قانون تجارت الکترونیک مواد مختلفی هستند که میبایست از سوی فروشندگان اینترنتی رعایت شوند، بهعنوان نمونه در ماده ۳۷ این قانون میخوانیم که: در هر معامله از راه دور مصرفکننده باید حداقل هفت روز کاری، وقت برای انصراف از قبول خود بدون تحمل جریمه یا ارائهی دلیل داشته باشد. تنها هزینهی تحمیلی بر مصرفکننده هزینهی باز پس فرستان کالا خواهد بود. اگر این قواعد را رعایت نکنید، بدون شک در آینده دچار مشکل خواهید شد. بنابراین مسائل حقوقی را مهم و جدی تلقی کنید.
راهاندازی یک فروشگاه اینترنتی نیازمند ایجاد بخشهای فعال و توانمند است، این بخشها باید ازطریق نرمافزارهای مختلف با یکدیگر در ارتباط باشند تا امور مختلف فروشگاه بهصورت منظم و یکپارچه انجام شود. نرمافزارهای مذکور را میتوانید شخصا طراحی کنید (سفارش دهید) یا از طرق نرمافزارهای موجود مانند Kayako نیازهای خود را برطرف کنید.
ممکن است برخی از فروشگاهها باتوجهبه نیازهای خود، بخشهای ویژهای ایجاد کنند؛ اما بهطور معمول یک فروشگاه اینترنتی از بخشهای زیر تشکیل میشود.
یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین مراحل راهاندازی فروشگاه اینترنتی، ثبتنام دامنه و طراحی سایت است. طراحی سایت اهمیت بسیاری در نظر مشتریان دارد، بنابراین باید تلاشی زیادی در این قسمت انجام داد. پس از راهاندازی سایت شما همچنان نیازمند کارشناس یا کارشناسان وبسایت هستید تا بهروزرسانیها و تغییرات لازم را بهصورت مداوم انجام دهند. همچنین با چند کارشناس امنیت شبکه رایانه نیز مشورت کنید تا مشکلی از نظر هک یا دستبرد اطلاعات به وجود نیاید.

خدمات مشتریان اهمیت بسیار زیادی در نظر مشتریان فروشگاه دارد. تمامی امور ارتباطی مشتریان با این بخش خواهد بود. اگر کالا با تأخیر ارسال شود یا معیوب باشد یا مطابق میل مشتری نباشد یا مشتری نیازمند راهنمایی برای خرید محصول موردنظر خود باشد، تمامی این امور به کمک بخش خدمات مشتریان حل خواهد شد. به همین منظور شما نیازمند استخدام کارمندانی هستید که با سپری کردن آموزشهای لازم و ارتباط عمومی قوی بتوانند بهخوبی با مشتریان ارتباط برقرار کنند. هرچقدر که بخش خدمات مشتریان بهتر و قدرتمندتر عمل کند، اعتماد مصرفکنندگان به فروشگاه شما و درنهایت فروش بیشتر خواهد شد.
اگر قرار است فروشگاه اینترنتی شما به سایر فروشندگان امکان بارگزاری و فروش محصولات را بدهد، نیازمند ایجاد بستری برای ارتباط مداوم با فروشندگان خواهید بود. این فروشندگان باید ازطریق ضوابط و مقررات تعیینشده از سوی شما، کالای خود را با درج تصویر و مشخصات در وبسایت شما قرار دهند. همچنین فروشندگان مکلف هستند که بهصورت مداوم با سایر بخشها از جمله بخش خدمات مشتریان در ارتباط باشند.
محصولات شما و سایر فروشندگان میبایست در انبار نگهداری و پس از ثبت سفارش بستهبندی شوند. تمامی این امور ازطریق نرمافزارهای مختلف صورت میگیرد. در این قسمت نیز نیازمند افراد باتجربه و مهارت هستید که بتوانند در کوتاهترین زمان کالاهای سفارشدادهشده را پیدا و بستهبندی کنند. بهطور معمول تعیین زمانبندی ارسال کالا و دریافت محصول جدید در انبار به عهدهی این بخش است.

برای اینکه محصولات خود را به مشتری تحویل دهید، میتوانید از دو روش استفاده کنید: روش اول این است که با یک یا چند شرکت حملونقل از قبیل پست قرارداد بسته و محصولات خود را ازطریق آنها به مشتریان تحویل دهید. همچنین میتوانید در شهر مرکز فعالیت خود با راهاندازی سیستم حملونقل مختص به خودتان این کار انجام دهید. اگر روش دوم را انتخاب کردید، نیاز دارید که افرادی را برای این بخش استخدام کنید. این روش اگرچه مزایایی از قبیل تمرکز و یکپارچگی مدیریت دارد؛ اما موجب افزایش مسئولیت و احتمالا هزینهها خواهد شد.
ساختمان مرکزی محلی است که مدیریت و سایر بخشهای اداری مهم در آنجا فعال است. جلسات شما با کارمندانتان و شرکا در این محل برگزار میشود. لازم نیست که در ابتدا دفتر مرکزی شما یک ساختمان چند طبقه و در بالاشهر باشد، بسیاری از کسبوکارهای اینترنتی از محلهای کوچک راه را آغاز کردهاند و در آینده به موفقیت رسیدهاند.
در تمام دنیا، از صنعت تاکسیهای آنلاین استقبال شده و روزبهروز تعداد استارتاپهای این حوزه بیشتروبیشتر میشود. این روزها، اکثر مردم از تلفنهای هوشمند استفاده میکنند و ترجیح میدهند بهجای اینکه گوشهی خیابان منتظر تاکسی باشند، فقط با بازکردن اپلیکیشن مدنظر و چند کلیک ساده، تاکسی آنلاین رزرو کنند. رزرو تاکسیهای آنلاین نهتنها آسان و سریع شده؛ بلکه هزینهی آن نیز درمقایسهبا گذشته کاهش یافته است و اغلب مردم استفاده از آنها را به تاکسیهای معمولی ترجیح میدهند.
میتوان گفت تاکسیهای آنلاین مشکل رفتوآمد در شهرهای شلوغی را حل کردهاند که امکان استفاده از خودروِ شخصی در آنها وجود ندارد. اوبر بهعنوان استارتاپ پیشگام این صنعت شناخته میشود. همچنین، اوبر اولین استارتاپی است که تحول بزرگی در صنعت تاکسیرانی ایجاد کرده است؛ اما به این معنا نیست که در بازار رقابت تنها است. روزبهروز به تعداد استارتاپهای فعال و ارائهدهندهی خدمات جدید در این حوزه افزوده میشود. در ادامهی این مقالهی زومیت، تعدادی از استارتاپهای تاکسیرانی بزرگ و برتر جهان را معرفی میکنیم.

داستان اوبر در سال ۲۰۰۸ در یکی از شبهای زمستانی در شهر پاریس آغاز شد. زمانی که دو دوست به نامهای تراویس کالانیک و گرت کمپ برای شرکت در کنگرهی سالانهی فناوری به این شهر سفر کرده بودند، برای حضور در محل کنگره نتوانستند تاکسی خالی پیدا کنند و ایدهی سفارش تاکسی ازطریق اپلیکیشن در ذهنشان شکل گرفت. کمپ بعد از بازگشت از کنفرانس و رسیدن به سانفرانسیسکو، روی این ایده کار کرد و دامنهی UberCab.com را خرید.
کمپ برنامهنویس و همبنیانگذار شرکت StumbleUpon بود و کالانیک نیز بهتازگی استارتاپ خود بهنام Red Swoosh را به مبلغ نوزده میلیون دلار فروخته بود. کمپ در تابستان ۲۰۰۹، کالانیک را برای پیوستن به این پروژه ترغیب کرد. در اوایل سال ۲۰۱۰، نمونهی اولیهی آن فقط با سه تاکسی در شهر نیویورک آغاز بهکار کرد. ازآنجاکه اوبر رقیب نداشت، با سرعت بسیاری رشد کرد و روزبهروز به تعداد مشتریان و رانندگانش افزوده میشد.
اوبر اپلیکیشن هوشمندی است که مسافران را بهطور خودکار به نزدیکترین راننده مرتبط و موقعیت مسافر را برای راننده ارسال میکند. سپس راننده با قبول سرویس، مسافر را در نقطهای که ایستاده سوار میکند و به مقصد مدنظر میرساند.
با وجود استقبال از این ایده، اوبر بعد از مدتی اولین مشکل جدیاش را با شکایت سازمان حملونقل شهری سانفرانسیسکو تجربه کرد. یکی از مشکلات اصلی استفاده از لغت Cab در نام استارتاپ بود. اوبر بهسرعت به این موضوع رسیدگی کرد و نام خود را از اوبرکب به اوبرتغییر داد و دامنهی Uber.com را از گروه موسیقی جهانی خرید.
اوبر بعد از دریافت سرمایههای متعدد، کار خود را گسترش داد و فعالیتهایش را در شهرهای مختلف ازجمله پاریس آغاز کرد. کالانیک در سری دوم سرمایهگذاری، ۳۷ میلیون دلار از سرمایهگذاران مختلفی ازجمله جف بزوس دریافت کرد و سرویس اوبرایکس (UberX)، یعنی استفاده از خودروهای هیبریدی را بهمنظور کاهش هزینهی سفر، جایگزین تاکسیهای مشکی کرد. اوبر همچنین سرویس جدیدی بهنام اوبرپول (UberPOOL) را راهاندازی کرد که سرویسی کارپولینگ است؛ یعنی مسافران هممسیر میتوانند از یک تاکسی برای رسیدن به مقصد استفاده کنند؛ درحالیکه هزینهی کمتری میپردازند.

دارا خسروشاهی، مدیرعامل فعلی استارتاپ اوبر
اوبر روزبهروز فعالیت خود را در شهرهای مختلف گسترش میداد؛ اما در مسائل مدیریتی، چندان موفق نبود و بعد از شکایتهای متعدد کارمندان از سوءاستفاده و تبعیض نژادی در محیط کار، کالانیک از سِمَت مدیرعاملی این شرکت کنارهگیری کرد ودارا خسروشاهی در سال ۲۰۱۷ بهعنوان مدیرعامل اوبر انتخاب شد.
دارا خسروشاهی، مدیرعامل ایرانیآمریکایی اوبر، در نُه سالگی همراهبا خانواده به آمریکا سفر کرد و پیش از استخدام در شرکت اوبر، مدیرعامل سابق اکسپدیا بود. او از کارنامهی کاری درخشانی برخوردار است و قصد دارد با رفع مشکلاتمدیریت داخلی اوبر، نامش را در صنعت حملونقل ماندگار کند.
فعالیتهای اوبر فقط به سفارش آنلاین تاکسی محدود نمیشود. برای مثال، سرویس UberEATS در حوزهی حمل غذا خدمات ارائه میدهد. فعالیت خودروهای خودران این شرکت بعد از تصادف یکی از ماشینها با عابر پیاده برای مدتی متوقف شده بود؛ اما توسعهی آنها باردیگر آغاز شده و اوبر قصد دارد با ارائهی خودروهای خودران و تاکسیهای پرنده، آیندهی حملونقل را بهکلی تغییر دهد.

لیفت در سال ۲۰۱۲، بهعنوان یکی از سرویسهای زیمراید (Zimride) راهاندازی شد. گفتنی است در سال ۲۰۰۷، لوگان گرین و جان زیمر زیمراید را بنیانگذاری کرده بودند. ماجرای راهاندازی این استارتاپ از آشنایی دو بنیانگذار آن در فیسبوک و ازطریق دوستی مشترک آغاز شد. گرین در پروفایل یکی از دوستان خود نوشته بود مشغول راهاندازی وبسایتی به نام Zimride است. او بعد از سفر به زیمباوه، متوجه شده بود مردم هممقصد، از یک تاکسی مشترک استفاده میکنند. زیمر این پست را در پروفایل دوستش دید و از او پرسید گرین را چقدر میشناسد و چرا نام Zimride را انتخاب کرده است. آنها بعد از مدتی یکدیگر را ملاقات کردند و همکاری میان آنها شکل گرفت.
زیم راید سرویس اشتراک تاکسی برای سفرهای طولانیمدت و معمولا بینشهری بود که ازطریق اپلیکیشن اتصال فیسبوک، بین رانندهها و مسافران ارتباط برقرار میکرد. بعد از مدتی، زیمراید بهعنوان بزرگترین برنامهی اشتراک خودرودر آمریکا شناخته شد. شرکت تصمیم گرفت در سال ۲۰۱۳ نامش را به طور رسمی به Lyft تغییر دهد تا یادآور نامی باشد که مسافران میتوانند هرروز از خدمات آن استفاده کنند؛ نه اینکه نهایتا دو یا سه بار در سال و برای سفرهای طولانیمدت سراغ آن بروند.

لوگان گرین و جان زیمر بنیانگذاران استارتاپ لیفت
نحوهی کار لیفت، مانند زیمراید بود؛ با این تفاوت که بهمنظور سفرهای کوتاهتر و درونشهری طراحی شده بود. لیفت بین رانندگان و مسافران ارتباط برقرار میکند و بعد از هر سفر، هم راننده و هم مسافر از یک تا پنج به یکدیگر نمره میدهند و سابقهی آنها ثبت میشوند. مسافران باید اطلاعات حساب پرداختیشان را در حساب کاربری ثبت کنند تا بعد از هر سفر، هزینهی آن مستقیما کسر شود. لیفت نیز ۲۰ درصد هزینه را از رانندگانی بهعنوان حق کمیسیون کسر میکند که تا پیش از سال ۲۰۱۶ در این شرکت ثبتنام کردهاند. همچنین، این استارتاپ از رانندگانی که بعد از سال ۲۰۱۶ ثبتنام کردهاند، ۲۵ درصد حق کمیسیون میگیرد.
عملکرد لیفت بسیار شبیه به اوبر است و مسافران میتوانند موقعیت رانندهها را ازطریق اپلیکیشن روی نقشه بهصورت زنده مشاهده کنند. لیفت سرویس لیفتپلاس (Lyft Plus) را برای زمانی تعریف کرده که ۶ مسافر قصد جابهجایی داشته باشند. از دیگر سرویسهای این استارتاپ لیفتلاین (Lyft Line) است که برای بهاشتراکگذاشتن تاکسی با مسافران هممسیر ایجاد شده است. تاکنون، این شرکت از سرمایهگذاران بزرگی ازجمله شرکت علیبابا سرمایه دریافت کرده است. خدمات لیفت عبارتاند از:
شرکت لیفت اعلام کرده با شرکت پروندههای سلامتی Allscripts همکاری خواهد کرد. این دو شرکت قصد دارند پلتفرمی ارائه دهند که به مراکز درمانی اجازه میدهد خدمات لازم برای حمل بیمارانی را فراهم کنند که امکانات حملونقل ندارند. این خدمات دراختیار ۲۵۰۰ باب بیمارستان و ۱۸۰ هزار نفر پزشک و ۷ میلیون نفر بیمار قرار خواهد گرفت.

دیدی چاکسینگ (Didi Chuxing) استارتاپی چینی است که در سال ۲۰۱۲، چنگ وی آن را با الهام از اوبر راهاندازی کرد. این استارتاپ امکانات مختلفی ازجمله رزرو تاکسی، رزرو خودروِ شخصی، سرویس حملونقل کارمندان شرکتها، اشتراک خودرو با سایر مسافران هممسیر، اشتراک دوچرخه و تحویل غذا را ازطریق اپلیکیشن هوشمند خود به کاربران چینی ارائه میدهد.
چنگ وی پیش از راهاندازی این استارتاپ، هشت سال در شرکت علیبابا کار کرده بوده و بعد از اینکه متوجه شد گرفتن تاکسی در ساعات شلوغی چقدر مشکل است، علیبابا را ترک کرد تا شرکت خودش را راهاندازی کند. او خودش چندین پرواز را به این دلیل ازدست داد که نتوانست تاکسی پیدا کند و بهموقع به فرودگاه برسد. وی میدانست این مشکل بسیاری از شهروندان چینی است؛ درنتیجه، استارتاپ Didi Dache را راهاندازی کرد تا مصرفکنندگان با استفاده از اپلیکیشن بهسرعت تاکسی درخواست کنند.
این اپلیکیشن بهمرور زمان توسعه پیدا کرد؛ تاجاییکه امکان رزرو تاکسی برای روز آینده را نیز برای کاربران فراهم کرد. شرکت تنسنت (Tencent) یکی از حامیان بزرگ این استارتاپ بود که سرمایهی زیادی دراختیار آن قرار داد. در سال ۲۰۱۵، دو استارتاپ Didi Dache با نام Didi Kuaidi ادغام شدند. گفتنی است تنسنت از Didi Dache و علیبابا از Kuaidi Dache پشتیبانی میکردند. بااینحال، بعد از درگیریهای مالی، قرار شد هرکدام تیم مدیریتی جدا داشته باشند و در همان سال، نام شرکت به Didi Chuxing تغییر پیدا کرد.
این استارتاپ یکی از اپلیکیشنهای اصلی تاکسی آنلاین در چین است که بیش از ۵۵۰ میلیون کاربر در بیش از ۴۰۰ شهر دارد.

استارتاپ اولا کَبز (Ola Cabs) یکی از اپلیکیشنهای بزرگ رزرو تاکسی در هند است. در سال ۲۰۱۰، هاگش آگاروال و آنکیت بهاتی این استارتاپ را در بنگلور بنیان نهادند. اولا کَبز خدمات متنوعی از تاکسیهای اقتصادی و مقرونبهصرفه گرفته تا خدمات پیشرفته و اشرافی را به کاربران خود ارائه میدهد. کاربران هزینهی این خدمات را با هر دو روش پول نقد و غیرنقد (با استفاده از پول اولا) پرداخت میکنند.
اولا یکی از ارائهدهندههای بزرگ خدمات رزرو اشتراک تاکسی است که با اوبر در هند رقابت میکند. مسافران با استفاده از سرویس اولا میتوانند در طول مسیر، از وایفای رایگان استفاده کنند. کرایهی دوچرخه و موتورسیکلت از دیگر خدمات این استارتاپ است.
اولا در بیش از ۱۱۰ شهر در هند فعالیت میکند و حدود ۱۲۵ میلیون کاربر دارد. این استارتاپ قصد دارد خدماتش را در برخی از شهرهای استرالیا ازجمله سیدنی و ملبورن و پرت گسترش دهد.
این استارتاپ کسبوکارهایی مانند Foodpanda هند (خرید و تحویل غذا) و Ridlr (خرید بلیت و مسافرت) را بهمنظور گسترش فعالیتهای خود خرید و ۱۰۰ میلیون دلار روی استارتاپ اجارهی اسکوتر ووگو (Vogo) سرمایهگذاری کرده است.

گِرَب (Grab) یکی از استارتاپهای تاکسیرانی بزرگ جنوبشرقی است. در سال ۲۰۱۲، فارغالتحصیلان دانشکدهی کسبوکار هاروارد، یعنی آنتونی تان و تان هویلینگ، Grab را در مالزی بنیانگذاری کردند. این استارتاپ حدود ۶۸۰ میلیون دلار سرمایه در پنج دوره سرمایهگذاری از شرکتهایی مانند سافتبانک (Softbank) دریافت کرده است.
آنتونی ایدهی راهاندازی استارتاپی مانند اوبر را زمانی در سر داشت که هنوز دانشجوی هاروارد بود. ایدهی راهاندازی استارتاپ تاکسیرانی زمانی در ذهن او شکل گرفت که یکی از دوستانش از تجربهی بسیار بد خود در گرفتن تاکسی در این کشور پیش او شکایت کرد. او میترسید تاکسی نتواند مسیر مدنظر را پیدا کند یا پول اضافی از او بگیرد.
آنتونی ایدهی خود را بهمنظور حل این مشکل در رقابتهای کسبوکار دانشگاه هاروارد مطرح و مقام دوم را کسب کرد. بعد از این ماجرا، از کسبوکار خانوادگی استعفا داد تا شرکت خود را راهاندازی کند. آنتونی جوانترین برادر از بین سه برادری است که شرکت تانچونگ موتورز (Tan Chong Motors)، توزیعکنندهی مجاز خودروهای نیسان در مالزی را اداره میکنند.
این استارتاپ نیز مانند استارتاپ Ola امکان رزرو همه مدل تاکسی از خودروهای گرانقیمت گرفته تا موتورسیکلت را برای کاربران مهیا میکند. در سال ۲۰۱۳، Grab Taxi فعالیتهای خود را در سایر کشورها مانند فیلیپین سنگاپور و تایلند گسترش داده است.