ویژگی های مهم چادر را در نظر داشته باشید
چادرها در اشکال و اندازه های مختلف برای انواع نیازها و شرایط آب و هوایی کمپینگ ساخته می شوند. اما مواردی هست که باید برای خرید یک چادر در نظر بگیرید.
مقاومت و کیفیت کف چادر
کف چادر باید بیشتر از قسمت های دیگر در برابر آب و یا خراشیدگی مقاومت داشته باشد. فشاری که بر اثر وزن و حرکت افراد در کف چادر ایجاد می شود، می تواند آب را وارد فضای داخلی کند و این دلیل اصلی پوشش جداره ی چادرها با لایه های مختلف اورتان است.
برای آنکه از ورود آب به چادر جلوگیری شود معمولاً پارچهای که با آن چادر ساخته میشود را با اورتان میپوشانند البته در سالهای اخیر با پیشرفت تکنولوژی و ساخت مواد ترکیبی مختلف، جدارههایی برای چادرها ساخته میشود که نیازی به پوشش دوباره ندارد اما به طور سنتی چادرها را از یک لایه نایلون و یک لایه پوشش اورتان برروی آن می سازند.
تمام پوششهای برپایه اورتان با دو روش انجام شود. در روش اول اورتان به صورت مایع بر روی پارچه ریخته شده و بعد به صورت مساوی روی آن پخش میشود. در این روش پارچه می تواند تا 35 پاسکال فشار آب را تحمل کند.
در روش دوم اورتان به صورت یک لایه بر روی پارچه چسبانده می شود که روشی بسیار کم هزینه تر از روش قبلی است و تا 200 پاسکال فشار آب را تحمل می کند.
صرف نظر از این روش ها، طبق استانداردهای امروزی چادر مسافرتی باید بتواند تا 100 پاسکال فشار آب را تحمل کند و گرنه شاید مجبور شوید قبل از خواب در چادر، جلیقهی نجات بپوشید!
به یاد داشته باشید که سطح پوشش داده شدهی چادر شما باید به سمت داخل باشد چرا که ممکن است به دلیل تماس با خاک و سنگریزه ها، پوشش خود را از دست بدهد.
هاوربورد، اسکوتر برقی، اسکوتر هوشمند یا هر نام دیگری که برای شما بامعناتر باشد، وسیله ای است که هنوز مشاهدۀ یک شخص در حال استفاده از آن، توجه بسیاری از افراد را به خود جلب میکند، اما با توجه به مزایای آن، احتمالاً در آیندۀ نزدیک شرایط در مورد این وسیلۀ حمل و نقل شخصی تغییر خواهد کرد.
اگر بخواهیم هاوربورد یا اسکوتر برقی را توصیف کنیم، باید بگوییم که در مورد یک وسیلۀ نسل جدید شخصی صحبت می کنیم. یک اسکوتر با دو چرخ که دارای یک موتور بوده و می تواند تعادل خود را حفظ کند. این وسیله در انواع و برندها و حتی نام های مختلفی در بازار وجود دارد و در این مقاله، با عوامل مؤثر در انتخاب یک اسکوتر برقی آشنا خواهید شد.
هاوربورد، اسکوتر برقی، اسکوتر هوشمند یا هر نام دیگری که برای شما بامعناتر باشد
اگر خیلی عجله دارید یا حوصلۀ خواندن کل مطلب را ندارید، نکاتی که در ادامه می آید به طور مختصر به شما را راهنمایی می کنند.
هاوربوردهای امروزی همان اسکوترهای برقی خود متعادل هستند. انتظار نداشته باشید مانند شخصیت های فیلم های علمی تخیلی با آن در هوا معلق بمانید.
برای بچههای کوچک هاوربورد خریداری نکنید. معمولاً محدودۀ سنی بالاتر از ۱۲ سال پیشنهاد می شود.
نقد و بررسی های مشتریان را روی سایت ها و فروشگاه های آنلاین مطالعه کنید.
سعی کنید به دنبال برندهای معتبرتر و شناخته شده تر بروید. گارانتی و خدمات پس از فروش را نیز فراموش نکنید.
شارژ شدن هاوربوردها ممکن است چند ساعتی به طول بیانجامد بنابراین باید مقداری صبور باشید.
سرعت اکثر این بوردها، بین ۳ تا ۱۷ کیلومتر است و بین ۱۷ تا ۲۴ کیلومتر مسافتیست که می توانند طی کنند.
پیش از خرید وزن هاوربوردی که میخرید را برای آمادگی بیشتر در مورد حمل و نقل آن بررسی کنید.
اگر قصد استفادۀ حرفهای یا به خصوص ندارید، از خرج اضافه بپرهیزید. اکثر مدلهای ارزانقیمت پاسخگوی مصارف عادی و سرگرمی شما خواهند بود.
قوانین محلی را بررسی کنید. در بعضی نقاط دنیا، استفاده از چنین وسایلی هنوز مجاز نیست و جریمههایی در پی دارد.
مراقب مدل های تقلبی باشید. سعی کنید از برندهای معتبر تهیه کنید و مدلی را خریداری کنید که شرایط بازگشت کالا در صورت ایراد جدی را داشته باشد.
خبرگزاری مهر - فاطیما کریمی: حسن روحانی پس از بازگشت از سفر سه روزه به نیویورک جهت حضور و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در فرودگاه مهرآباد در جمع خبرنگاران به ارائه گزارشی از دستاوردهای سفر خود پرداخت و بیان کرد: پنجم مهر ماه وی با اشاره به بازگرداندن تندیس منقش به چهره یک سرباز هخامنشی بیان کرد: سفر به نیویورک رهاورد دیگری داشت و آن بازگرداندن یک اثر تاریخی است که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش میشود.
برای بازگرداندن این اثر تاریخی، مدتها کار بسیار قوی حقوقی انجام شد تا در نهایت توانستیم ضمن بازپس گرفتن این اثر تاریخی، آن را همراه با خود به تهران بیاوریم. اما اصل ماجرای سرسرباز هخامنشی چه بود و به چه زمانی برمی گردد؟
سر سرباز هخامنشی یکی از چندین سنگ برجسته منقوش به سربازان هخامنشی از پلکان شرقی کاخ آپادانا مجموعه تخت جمشید است و زمانی که آن را از پله شماره ۱۹ پلکان شرقی کاخ آپادانای تخت جمشید دزدیدند( احتمالا در سال ۱۳۳۶ شمسی) کسی نفهمید چطور، چه زمان و چه کسی آن را ربود. تا اینکه فردی به نام خانم برنت در سال ۱۹۷۴ سر سرباز هخامنشی را از یک حراجی با عنوان« حراجی ساتبی نیویورک » خرید و این اثر دزدیده شده را به مدت ۳۰ سال در اختیار خود نگه داشت. او بعد از گذشت ۳۰ سال، در مارس ۲۰۰۵ میلادی تصمیم به فروش آن از طریق حراجی کریستیز کرد و ایران همان موقع متوجه حراج یک اثر تاریخی شد که سالها پیش از تخت جمشید دزدیده بودند.

پیرو آن سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اقدامات قضایی خود را توسط وکلای انگلیسی مبنی بر توقیف حراج و طرح دعوی جهت استرداد شی به ایران با اثبات مالکیت ایران درخصوص این اثر آغاز کرد اما دادگاه لندن در تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۰۷ میلادی حکم به نفع دارنده فعلی اثر ساکن فرانسه صادر کرد.
سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد که آمادگی دارد طی مذاکره با دارنده فعلی اثر و پرداخت هزینه نگهداری، این قطعه سنگ ارزشمند تاریخی که اثری ملی است را به جایگاه اصلی خود (بر پیکر سرباز هخامنشی) بازگرداند. همچنین طبق قوانین بین المللی تمامی هزینه های نگهداری به دارنده کنونی سر سرباز هخامنشی به طور کامل پرداخت شود.
آمادگی ایران برای خرید سرسرباز
تا اینکه مدتی بعد با وجود واسطه های متعدد بر سر راه مذاکره برای بازپس گیری این نقش برجسته و شفاف نبودن موضوع به طور دقیق باعث شد ارتباطی حاصل نشود، با این حال برای احقاق حقوق ملی ایران شکایتی از فروشنده تنظیم شد گرچه این احتمال وجود داشت که دادگاه به نفع ایران رای صادر نکند اما با وجود استفاده از وکلای زبده و مجرب و پرداخت هزینه ای بیش از ۴۰۰ هزار پوند رای دادگاه لندن به نفع فروشنده صادر شد بعد از آن فروشنده برای مذاکره با ایران ابراز تمایل کرد.
آبان سال ۸۶ خانم برنت فرانسوی پیشنهاد پرداخت هزینه ۵۰۰ هزار پوندی برای نگهداری این شی طی این سال ها را از سوی ایران نپذیرفت و سر سرباز هخامنشی در انگلیس به حراج گذاشته شد در نهایت به همان قیمت پایه ۵۰ هزار پوندی فروخته شد. بعد از آن کسی نمی دانست که خریدار جدید چه کسی است.
در بهمن ماه سال ۹۲ با کشف نقشبرجسته یک سرباز هخامنشی در آپارتمان مردی کانادایی در شهر ادمونتون، ماجرای سرقت این کتیبه باستانی وارد مرحله جدیدی شد. وقتی این خبر در رسانه های خارجی منتشر شد، کسی نگفت آیا این همان سرباز هخامنشی است که در انگلیس بود یا نه.
برترین ها - ایمان عبدلی:
تماشاخانه: در مراسم ختم مادر، فرزندان متوجه میشوند که سرکه داخل دبهها برگشته و تبدیل به شراب شده. آنهم چه شرابی.
هرکدام از آنها به فراخور موقعیت و شرایط خود راهکاری ارائه داده و در گیر و دار جنگ و دعوایشان رازهایی مگو از یکدیگر را لو میدهند و با گفتن هر یک از اسرار خانوادگی، دیگران را و تماشاچیان را غافلگیر میسازند. بعد به تبع اسرار لو رفته، ایدهای جدید مطرح میشود و تنشی جدید که منجر به برملا شدن حقایقی جدید می شود. این خلاصه ای از داستان نمایش «زهرماری» است. ایده و داستانی که خیلی تازه و جدید نیست اما در نمایش«زهر ماری» با فضاسازی و شوک اولیه ابتدایی کار به نسبت خوب پرداخت شده و بعد با ایجاد تضاد میان موقعیت غم و شادی خوب جلو می رود.

نمایش تا میانه های کار ریتم تند و جذابی دارد و چون شوخی هایش پشت هم می آید، می تواند به خوبی حرفش را بیان کند اما مشکل کار از آن جایی پیش می آید که در نیمه دوم کمی ایده ها نخ نما شده به نظر می رسد و روند نمایش قابل پیش بینی می شود. به عبارتی می دانیم قرار است چه اتفاقی بیفتند. نقد وضعیت ریاکاری و یا انتخاب موقعیت امر اخلاقی و یا امر قانونی و ... که در سینما و تلویزیون هم موقعیت مشابهش را دیدیم، کمی کلیشه است اما با همه ی این ها و در مجموع «زهرماری» نمایش قابل توصیه ای است. کار را خسرو احمدی کارگردانی کرده و علی شادمان و هستی مهدوی و نادر فلاح و.. در آن نقش آفرینی می کنند.
اکران:
«خوک» ساخته مانی حقیقی یک کمدی سیاه و سورئال که با فضاسازی فانتزی و
البته کلی ارجاعات برون متنی داستان یک کارگردان متوهم را روایت می کند که
در لیست سیاه یک قاتل زنجیره ای قرار گرفته، قاتلی که تصمیم به حذف یک سری
فیلمساز گرفته، کارگردان فیلم با چنین تصوری چون گمان می کند در لیست
کارگردان های مهم قابل حذف قرار دارد فکر فرار می کند و این داستان کلی
است.

در زیرلایه های این داستان کلی، با فراوان اشارات و کنایه های اجتماعی و سیاسی مواجهیم که با اشاره حرف هایش را می زند، اشاره نزدیکی به شخصیتی چون جعفر پناهی به عنوان یکی از کارگردان های در لیست سیاه قرار گرفته و یا نام رخشان بنی اعتماد را آوردن تنها بهانه هایی است برای وصف اوضاع طبقه متوسط این روزهای ایرانی که در یک کمدی سیاه از مانی حقیقی که در البته در این کار آن غنای تصویری «اژدها وارد می شود» را ندارد و اما یک کمدی در مجموع قابل قبول را روانه سینماها کرده است.
برترین ها - ایمان عبدلی:
تماشاخانه: «نارنجیغ» یک درام اجتماعی است و این نمایش مونولوگی است که شش شخصیت دارد که همه آنها را یک بازیگر (محمدرضا سجادیان) بازی می کند، کار را بهادر آذری کارگردانی کرده و سجاد افشاریان در آن با حنجره اش حضور دارد. یک جوان بعد از مدتها به ایران برمیگردد چون به کشورش علاقه خاصی دارد اما به دلیل وضع مالی بدش در پایین شهر ساکن میشود. نیمه شبی میرود تا آشغالها را بیرون بگذارد اما همان موقع شاهد اتفاقی تراژدی در سر کوچه میشود که ماندنش آن لحظه در کوچه باعث میشود اتفاقات بدتری رقم بخورد.

آن
های که به فضاهای انتزاعی و فکری علاقه دارند و مثلا کارهایی مثل «شرقی
غمگین» را پسندیده اند، احتمالا از این نمایش خوششان خواهد آمد، نمایشی که
هم درامش درآمده و هم با تمرکز روی فضای داستانی، اتمسفر مورد نظرش را بر
روح تماشاچی غالب می کند. در هر صورت این یک انتخاب وزین است که البته
خلاصه و موجز اجرا شده است.
شهر من بر روی گسل زلزله قرار دارد
گسل هایی که دیگر دلیلی برای فعالیت ندارند
اکران: «چهار
راه استانبول» اثر مصطفی کیایی در جشنواره هم جزو فیلم های پرطرفدار بود و
حالا به اکران عمومی رسیده، فیلمی که در بک گراند داستان خودش حادثه
پلاسکو را گنجانده تا به نوعی سندیت تاریخی هم پیدا کند، جنس فیلم های
کیمیایی همان طور که حتما تجربه اش کرده اید در آثاری چون «خط ویژه»،
«بارکد» و حتی «عصر یخبندان» همیشه خوش ریتم و نمکین است و این بار هم با
اثری خوش ریتم و جذاب طرفیم. به عبارتی فیلم اصلا کسل کننده نیست و تماشاچی
با داستان درگیر می شود و شخصیت ها را باور میکند.