پس انداز را می توان به دو گروه پولی و غیرپولی تقسیم کرد. پس انداز غیرپولی شامل مجموعه وسایل و لوازم و موجودی هایی است که هر فرد و خانواده از آن برخوردار است. این موجودی در دو گروه اقتصادی و اجتماعی جای می گیرند؛ یعنی موجودی هایی که با پرداخت پول به دست آمده اند و می توان آن ها را دوباره به پول تبدیل کرد و موجودی هایی که با روابط اجتماعی به دست می آیند و به پول تبدیل نمی شوند؛ اگرچه ممکن است مبنای دریافت پول نیز باشند.
این گروه آخر به نام سرمایه اجتماعی شناخته می شود، مانند اعتماد اجتماعی. همچنین در این گروه نگهداری مناسب از دارایی ها به نحوی که بیشترین سود را برای خانواده به همراه داشته باشد، اصل مهمی است. این گروه را می توان به نحوی سرمایه های افراد و خانواده ها نیز دانست؛ اما چگونگی مراقبت از آن ها را می توان پس انداز نامید؛ زیرا افزایش عمر هر وسیله، از بین نرفتن آن و استهلاک آن در زمان طولانی تر در گروه اقتصادی موجب می شود که خانواده دیرتر برای خرید وسیله جایگزین اقدام کند.
به عبارت دیگر، خانواده، با فاضله زمانی بیشتری برای خرید وسیله جایگزین، پول می پردازد. اگر از وسایل زندگی و وسایل شخصی به خوبی مراقبت شود، با افزایش طول عمر آن، هزینه های ثابت خانواده کاهش می یابد. با کاهش هزینه ها، از سویی امکان پس انداز پولی افزایش می یابد و از سوی دیگر امکان برآوردن نیازهای دیگر فراهم می شود. از این رو، پس انداز تنها در قالب پس انداز پولی قرار نمی گیرد.
در گروه اجتماعی نیز حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد موجب می شود خانواده با مشکلات کمتری مواجه شود. پس انداز یکی از راه های سهیم کردن نسل آینده در دارایی هایی است که امروز در اختیار ماست. خانواده در طول حیات خود به دارایی هایی دست می یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می رسد. همچنین، این اعضا در طول رشد خود از این دارایی ها بهره می برند؛ اما حفظ و حراست از این دارایی ها و تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه های قوی تری داشته باشند.
پس انداز اقتصادی یا اجتماعی سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود. امنیت خاطر نیز سبب کاهش اضطراب و فشارهای روانی می شود. از آنجا که خانواده در فرآیند حیاتی خود به شکل های گوناگون با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شود، پس انداز کردن یکی از راه حل های این مشکلات خواهدبود؛ از این رو، خانواده هایی که پس انداز دارند، امنیت خاطر بیشتری دارند و در زندگی احساس ثبات و پایداری بیشتری می کنند.
پس انداز اقتصادی یا اجتماعی سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود
پس انداز تنها با فعالیت سرپرست خانواده حاصل نمی شود، بلکه همه اعضای خانواده در آن سهیم اند. مدیریت داخلی خانه همچون: مدیریت صحیح هزینه ها و فرزندان با صرفه جویی، یعنی استفاده بهینه از وسایل منزل و وسایلی که در اختیار دارند، به پس انداز خانواده کمک می کند؛ از این رو، پس انداز امری مشارکتی است. مشارکت نه به این معنا که دیگران را مجبور به انجام فعالیتی کنیم که به پس انداز منتهی شود، بلکه به این معنا که دیگران خود با شناخت و آگاهی از لزوم و ضرورت و بنابر میل و اراده خود به آن بپردازند؛ از این رو، گفت و گو در خانواده درباره راه های پس انداز و رابطه صرفه جویی با آن و تاثیر پس انداز در زندگی آینده و نقش آن در ایجاد اطمینان خاطر و کاهش فشارهای روانی، به مشارکت درست و فعال اعضای خانواده می انجامد. جوامع کمتر توسعه یافته، پس انداز کمتری دارند. این اصل را می توان به خانواده ها نیز تعمیم داد. به این معنا که خانواده های مرفه پس انداز بیشتری دارند و هرچه وضعیت اقتصادی خانواده ضعیف تر باشد، پس انداز کمتری نیز دارد. هرچه کالاها گران تر شوند و هزینه ها و مخارج سریع تر افزایش یابند، خانواده هایی که می توانستند بخشی از حقوق و درآمدشان را پس انداز کنند، دیگر چنان امکانی را نخواهندداشت. پس انداز کردن راه های بسیاری دارد که اگر برخی روش ها به کار نیاید، احتمالا بعضی دیگر کارساز و راه گشا خواهد بود. برای صرفه جویی و پس انداز پول راه های مختلفی وجود دارد. بعضی راه ها آن قدر ساده است که شاید به ذهن نرسد. اگر می خواهید صرفه جویی کنید و دغدغه های مالی کمتری داشته باشید، حتما به نکات زیر توجه کنید:
فهرستی از مخارج خود تهیه کنید
به جای این که همه حساب و کتاب ها را در ذهنتان انجام دهید و مرتب از خودتان بپرسید چقدر خرج کرده ام و حالا چقدر پول دارم و... فهرستی تهیه کنید و همه هزینه ها را یادداشت کنید. بدین ترتیب هم بر مخارج ماهانه کنترل بیشتری خواهید داشت و هم انگیزه ای برای صرفه جویی و خودداری از مخارج غیرضروری پیدا خواهید کرد.
وقتی احساساتی یا گرسنه اید به خرید نروید
وقتی احساساتی هستید، مثلا دلتان گرفته یا از چیزی خوشحالید، به خرید نروید چون احتمال این که ولخرجی کنید و چیزهایی بخرید که به آن ها نیاز ندارید زیاد است. خیلی اوقات برای این که از احساسات منفی فرار کنیم و ذهنمان را از چیزهای ناراحت کننده منحرف کنیم، چیزهایی را می خریم که برای لحظاتی شادمان می کنند. برای نمونه ممکن است فقط به منظور خرید یک پیراهن به فروشگاه رفته باشیم ولی با یک شلوار، یک کت و چند جفت جوراب و چیزهای دیگر به خانه برگردیم. اگرچه خرید چنین چیزهایی برای لحظاتی ما را شاد می کنند، اما این شادی به زودی از بین می رود و آن وقت ما می مانیم و چند وسیله غیرضروری و یک حساب خالی! همین مطلب در مورد مواقعی که بسیار گرسنه اید و به فروشگاه می روید صادق است. ممکن است گرسنگی به شما فشار بیاورد و به محض دیدن هر یک از محصولات داخل مغازه فکر خریدنش به سرتان بزند!