
ادوبی با اعلام این خبر بسیاری از کاربران را بعد از چندین سال به یاد پلتفرم Shockwave انداخت. طبق اعلام این شرکت، از تاریخ ۹ آوریل (۲۰ فروردین) نسخه ویندوز پلیر Shockwave دیگر در دسترس نخواهد بود. از آنجایی که در سالهای اخیر محتواهای تعاملی موجود در وب به بهرهگیری از HTML5 و WebGL روی آوردهاند، دیگر کمتر کسی از این پلتفرم استفاده میکند. قرارداد مشتریان سازمانی این پلتفرم در سال ۲۰۲۲ به اتمام میرسد و تا آن زمان آنها میتوانند از Shockwave استفاده کنند.
این پلتفرم مولتیمدیا سالها قبل برای برنامههای تعاملی مورد استفاده میگرفت.
سالها پیش از حضور اپلیکیشنهای تحت وب، این پلتفرم مولتیمدیا برای برنامههای تعاملی مورد استفاده میگرفت. کاربران قدیمی که از سایتهای بازیهای مبتنی بر مرورگر مانند Miniclip و Newgrounds استفاده میکردند بهخوبی با این پلتفرم آشنایی دارند.
فرایند تعطیلی Shockwave از چند سال قبل آغاز شده است. برنامه ادوبی Director، ابزاری برای ویرایش و خلق محتوای Shockwave، و نسخه macOS این پلفرم در سال ۲۰۱۷ تعطیل شدند. از آنجایی که ادوبی اعلام کرده Flash را در سال ۲۰۲۰ تعطیل میکند، بهزودی دیگر اثری از این پلتفرمهای به جا مانده از دوران اولیه وب دیده نخواهد شد.
منبع: The Verge

مدیرعامل بخش موبایل هواوی، «ریچارد یو» (Richard Yu)، طی مصاحبه با یک روزنامه آلمانی در پاسخ به این سوال که آیا وابستگی به شرکتهای آمریکایی فکر خوبی است، گفته: «اقتصاد آمریکا از حضور ما سود میبرد. در این صنعت هیچ شرکتی نمیتواند انفرادی فعالیت کند و به ناچار باید با دیگر شرکتها همکاری کرد.»
همچنین وقتی که از او پرسیده شد آیا هواوی در رابطه با کاهش این وابستگی استراتژیهای جایگزینی را انتخاب کرده، «یو» پاسخ داده: «ما یک سیستمعامل اختصاصی توسعه دادهایم. اگر به هر دلیلی نتوانیم از سیستمهای فعلی استفاده کنیم، باید برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشیم. البته واضح است که همواره ترجیح میدهیم در اکوسیستم گوگل و مایکروسافت فعالیت کنیم.»
کاملا واضح است که هواوی فقط در شرایط بسیار بحرانی به عملی کردن این استراتژی روی میآورد.
از یک جهت، چنین رویکردی چندان تعجبآور نیست. زیرا همین حالا هم ساعت هوشمند هواوی واچ GT از سیستمعامل اختصاصی این شرکت استفاده میکند و در نظر گرفتن سیستمعامل اختصاصی برای گوشیهای هوشمند هم در ادامهی همین استراتژی محسوب میشود. ولی از طرفی دیگر، کاملا واضح است که هواوی فقط در شرایط بسیار بحرانی به عملی کردن این استراتژی روی میآورد. در حال حاضر، اندروید محبوبترین سیستمعامل جهان است و بیش از ۲ میلیون اپلیکیشن برای آن وجود دارد. اگر هواوی به هر دلیلی به استفاده از سیستمعامل اختصاصی خود روی بیاورد، حتی اگر بتواند اپلیکیشنهای شرکتهای مشهور را به دست آورد، باز هم محیط این سیستمعامل بسیار خلوت خواهد بود.
اما با توجه به درگیریهای بین آمریکا و دولت چین-بهخصوص شرکت هواوی-چنین شرایطی چندان هم بعید به نظر نمیرسد و شاید در آیندهی نزدیک شاهد اجرایی شدن این استراتژی باشیم.
منبع: TrustedReviews

تعریف شما از اینترنت چیست؟ خاطرتان هست اولین باری که به اینترنت متصل شدید چه کردید؟ بهاحتمال زیاد یک مرورگر را باز کرده و به وبسایتی سر زدید. اینترنت یا وب در معنای تخصصی خود برای اغلب کاربرانش چندان آشنا نیست؛ آنچه مصرفکننده از وب میخواهد محتوا است. اصولا همه در وب در پی محتواهای مختلف میگردند، هر کس بسته به علاقه و نیاز خود.
با این تفسیر، وب، معدنی از محتواهای گوناگون است که عدهای آنها را تهیه کرده و دیگران استفاده میکنند. حال سوالی که ذهن یک بازاری را مشغول میکند این است که، آنانی که در این فرآیند نقش تولیدکنندهی محتوا را بر عهده میگیرند چه عایدشان میشود؟ آیا هدفشان غیرمادی است و تنها به آگاهی و خیر رساندن به همنوعان خود فکر میکنند یا برعکس به طمع کسب سود، سودای تولید محتوا کردهاند؛ شاید هم هردو!
همین مجلهی اینترنتی را در نظر بگیرید. تا حالا به این فکر کردهاید که چرا باید چندین نفر شبانهروز کار کنند تا گسترهی متنوعی از مطالب را در اختیار شمای خواننده قرار دهند؟
آمار بازدیدکنندگان، محور توجه تولیدکنندگان محتوا است
اما چرا؟ چرا وبسایتهای مختلف تمام تلاش خود را میکنند تا پیوسته، مطالب خوب و متنوع برای بازدیدکنندگانشان فراهم کنند؟ گویی اهداف همهی وبسایتها از زمینههای مختلف هر چه که باشد در یک موضوع مشترک است: «جذب حداکثری بازدیدکننده». حال ببینیم اینکه توجه خوانندگان بیشتری به یک وبسایت (مثلا با موضوع اخبار فناوری) معطوف شود چه نتیجهای برای صاحبانش دارد.

در واقع این وبسایتها دارای دو تولید هستند؛ یکی اولیه و محتوایی که با آن به جذب مخاطب میپردازند و دومی: همان کسب توجه شما! بله، در حقیقت محصول نهایی، کالای فوقالعاده ارزشمند «توجه مخاطب» است. روزی چند مرتبه به وبسایتهای مختلف سر میزنید؟ چهقدر وقت صرف بازدید آنها میکنید؟ چه مطالبی «توجه شما» را به خود جلب میکنند؟ این وقت و توجه شما سرمایهای است بس گرانبها برای اهالی وب و بازارگردانان آن. این مسالهای است که همهی رسانهها از دیداری گرفته تا شنیداری و نوشتاری بیشترین اهمیت را به آن میدهند.
ولی با چه هدف؟ شما مجلهای میخرید، مثلا یک ماهنامه، و صفحهی آخر آن عدد ۱۰۰ را نشان میدهد، یعنی یکصد صفحه مطلب در اختیارتان است؛ اما تعداد صفحاتی که مقالههای مجله را اشغال کرده بهسختی به ۹۰ میرسد. برنامهی تلویزیونی موردعلاقهتان طبق اعلان قبلی ساعت ۲۲ تا ۲۳ پخش میشود، درحالیکه نهایتا ۴۵ دقیقه شخصیتهای دوستداشتنی خود را تماشا میکنید و باقی …
بله، تبلیغات؛ یکی از بزرگترین بازارهای پرپول قرن حاضر؛ هرجا پول انباشته شود قدرت به همراه میآورد و نزاع بر سر کسب پول و زور بیشتر در پیاش میآید.

اما برسیم به ربط این توضیحات به تیتر مقاله و اینکه درگیری اپل و گوگل و فیسبوک چهطور ممکن است به نابودی وب به آن شکل که میشناختیم منجر شود. حتما بارها برایتان اتفاق افتاده، بعد از جستوجوی موضوعی و کلیک کردن روی یک لینک، صفحهای بهجز صفحهی موردنظر شما باز شود و چیزی را تبلیغ کند. همچنین خیلی از وبسایتها پیش از ارایهی محتوا یا در اطراف آن کالاهای مختلفی را تبلیغ میکنند. حتی بعضی وقتها یک روز بعد از جستوجو در مورد ادکلنی که میخواهید به دوستتان هدیه بدهید هنگام مرور صفحات مختلف وب با تبلیغات ادکلن مواجه میشوید.

چند روز پیش فرصتی پیش آمد تا در «هماندیشی تخصصی دستاوردهای سامسونگ در IoT» شرکت کنم. من با پیشفرضهای خودم در این رویداد شرکت کردم. تا حدودی میدانستم که شرکتهای بزرگ فعال در این حوزه چه کردهاند و چهکار میخواهند بکنند. شرکتهایی مثل گوگل، اپل، مایکروسافت و اینتل هرکدام روی توسعهی پلتفرمهای خود کار میکنند. سامسونگ هم عطش زیادی برای عرضاندام در این بخش دارد و اخیرا چند گجت ریز و درشت را معرفی کرده. اما چرا فکر میکنم سامسونگ برای حضور در این بازار از همه آمادهتر است؟ در ادامه بیشتر توضیح میدهم.
اینترنت اشیا یکی از مفاهیم سهل و ممتنع اینروزهای دنیای تکنولوژی است. سهل، بهخاطر اینکه همین حالا هم در پیرامون ما وجود دارد. ترموستات هوشمند «نست» (Nest) یا لامپ هوشمند «هیو» (Hue) نمونههای معروفی هستند که در بازار یافت میشوند. اما ممتنع، از این جهت که حتی بزرگترین شرکتهای دنیا هم هنوز بهطور کامل نمیدانند به کدامسو باید بروند. مفهوم اینترنت اشیا در مقیاس کلان، بسیار پیچیده است و به توسعهی پلتفرمها و تدوین پروتکلهای جامع و متعدد نیاز دارد. نکتهی کلیدی اینجاست که سامسونگ آسوده از تمام پیچیدگیها، یک برگ برنده دارد. سامسونگ، همه چیز میسازد.
درحالیکه گوگل و اپل بیشتر روی توسعهی پلتفرم اینترنت اشیا کار میکنند، سامسونگ با تکیه بر دایرهی گستردهی محصولات مصرفیاش، از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکند. سامسونگ همه چیز تولید میکند: از لامپ حبابی، یخچال و تلویزیون گرفته تا ساعت، دوربین و موبایل. این شرکت به معنای واقعی غول دنیای محصولات الکترونیکی مصرفی است. سامسونگ بهمحض اینکه به تکنولوژی مورد نیازش دست پیدا کند، میتواند با تعبیهی آن در دستگاههایش در کوتاهترین زمان، سبک زندگی میلیونها نفر را تغییر دهد.
![]()
سامسونگ در رویداد IFA 2015 تمام تمرکز خود را روی مفهوم اینترنت اشیا گذاشت. این شرکت اعلام کرد که تا سال ۲۰۲۰ تمام محصولاتش به قابلیت اینترنت اشیا مجهز میشوند. این ادعای سامسونگ آنقدرها هم دور از ذهن نیست. این شرکت تنها لازم است از پلتفرمها و سنسورهای موجود استفاده کند و با بهکارگیری آنها در یخچالها، ماشینلباسشوییها، جاروبرقیها، تلویزیونها، لامپها، دوربینهای امنیتی، ساعتها، گوشیها و پرینترها و دهها محصول دیگرش، همهچیز را در بستر یک شبکهی عظیم جای بدهد. کار سامسونگ از همه سادهتر است. اگر ۵ سال دیگر آماری بهدستتان رسید و دیدید که سامسونگ سهم حداکثری از بازار دستگاههای IoT را در اختیار دارد، تعجب نکنید.